روزهای قرنطینه

تعرفه تبلیغات در سایت

کاش وسایل نمد دوزیم و با خودم آورده بودم

این جا تو باغ هم یواش یواش حوصله م داره سر میره

البته هوا خیلی خوب و تمیزه دو روز بود که داشت

بارون میبارید ولی امروز هوا آفتابیه

مادرم میگه هوا ، هوای دلی بهاره

یعنی دیوونه و غیر قابل پیش بینی

یهو می بینی خورشید دراومد یهو دیدی باد شد

یهو هم دیدی بارون خلاصه که پایدار نیست هیچ وضعیتی

این جا هم همش پای تی وی هستم ، موزیک گوش می دم

خبر می بینم که اکثر خبر ها هم در مورد کرونای لعنتی است

و آشپزی و دو تا سریال که یکی شون سریال شرافت şeref meselesi

و سیب ممنوعه yasak elma است اینا با دوبله فارسی

هستن درسته که اولا نمی تونستم به صداها و زبان عادت کنم

ولی الآن دیگه عادت کردم

این سریال شرافت و به خاطر نقش کبری با بازی

بورجو بیریجیک دارم نگاه می کنم

چون که خودم یه جورایی با شخصیت ش احساس همذات پنداری

می کنم دلم هم براش می سوزد این که چقدر یکی رو دوست داشته و الان داره از سوی همون شخص فریب می خوره بدون این که اون شخص

قول هایی که داده رو عمل بکنه ، کبری رو بی پناه می زاره

و این دختر بیچاره خیلی افسرده میشه....

.سیب ممنوعه هم که بیشتر یه حالت سرگرمی و فان داره

نکته آموزنده چندانی توش ندیدم البته چرا حالا که فکر می کنم

می بینم یه سری نکات خوب و مفید یادم میاد مثلا این که ثروتمند ترین

اشخاص هم ممکنه یک شبه همه ثروتشون و از دست بدن

و در چنین زمانی دوستان واقعی مشخص میشن و این که

چطور یک شخص در عین حال که خودش و معصوم نشون میده

ممکنه از درون چه انسان خبیثی باشه و در پی نابودی تو باشه

و چه نقشه هایی در ذهنش داشته باشه

و به نظرم سریال خوب محور دروغ گویی های یه عده می چرخه

این که چطور به راحتی دروغ میگن یه عده و دیگران و بازی می دن...

والله من که ذاتا نمی تونم تو زندگی دروغ بگم من خودم

باید بیشتر و بیشتر مراقب باشم که حرف های هر کسی

و باور نکنم چون ممکنه که دروغ باشه حرفاشون

ای خدا تا کی این وضعیت ادامه دار خواهد بود ؟

این چه وضعیه آخه هیچ تصویری از آینده وجود نداره

نمی دونیم چی خواهد شد

نویسنده : بازدید : 195 تاريخ : چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 22:32
برچسب‌ها :