سفر مشهد

تعرفه تبلیغات در سایت

در این مدت اتفاقات جورواجور زیادی افتاده

که سعی میکنم خلاصه وار تعریف کنم...

اولا که قسمت شد من و مادرم بریم مشهد زیارت امام رضا

یکی از خانم های هم محله ای ما یه ماه پیش به گوشیم زنگ زد و گفت

30 آبان کاروان حرکت داره ما اسم نویسی کردیم اسم شما رو هم بنویسم؟

خداروشکر برخلاف روال گذشته پدرم مخالفت نکرد و من و مادرم هم

اسم نوشتیم بابام به خاطر مغازه و این که برادرم دست تنها نمونه نیومد

و من و مادرم به همراه عادله خانم و حاج اقاشون راهی این سفر شدیم

بابام اومد و ما رو از ترمینال بدرقه کرد

اتوبوس پر پر بود علاوه بر ارومیه از شهرستان های مختلف

هم اومده بودن خوی ، ماکو ، قره ضیا الدین

اتوبوس خیلی خوب و راحت بود و با سرعت بالا حرکت می کرد

موقع نماز و غذا هم توقف داشت

یه روز و دو شب در راه بودیم و شب ها یکم سخت بود برای من و مامانم

چون برخلاف دیگر مسافرها من و مامانم شب ها رو نمیتونستیم تو

اتوبوس بخوابیم البته شب دوم من یکم تونستم چشم رو هم بزارم ولی

مامانم اصلا و ابدا ....و همین یکم مشکل زا بود

در شاه عبدالعظیم حدود یک ساعت توقف داشتیم

من قبلا یه بار با قطار به مشهد رفته بودم ولی شاه عبدالعظیم

و قم اولین بارم بود که می رفتم

شاه عبدالعظیم خیلی قشنگ و با صفا بود کبوترهای حرم خیلی خوشگل بودن قربونشون برم

و داخل حرم راه می رفتن خیلی خوب بود خیلی

بعدش قم رفتیم حرم حضرت خانم معصومه زیارت کردیم

خیلی قشنگ بود من قبلا خواب حرم حضرت معصومه رو دیده بودم

خواب دیده بودم که تو حرم حضرت معصومه خادم هستم

واسه همین نظرم به خادمین حضرت معصومه جلب شد و یکی از خادمین

حضرت و به طور تصادفی بوسیدم

نویسنده : بازدید : 148 تاريخ : دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:52
برچسب‌ها :