فکر کردن به این موضوع لعنتی خیلی غم انگیز و آزار دهنده است
ولی واقعیت داره ....یک حقیقت آزار دهنده
سوال من اینه که امکان پیدا شدن یه شوهر مناسب اونم قبل از این که
دیر بشه برای من چقدره؟!
خب خیلی کمه خیلی کم در حد ناچیز
اولا این که با شرایط اقتصادی فعلی کمتر کسی قصد ازدواج داره
و دوما این که منم یه آدم منزوی که در جامعه نیستم و گوشه خونه
نشستم و از قرار معلوم در کانون توجه کسی نیستم
پیدا شدن آدمی مشابه شرایط من که بدون بچه باشه و سایر شرایطش
اوکی باشه ، آسون نیست
از فامیل و اقوام هم که کسی دلسوزمان نیست که واسطه و
معرف ما باشد
حالا همه اینا به کنار اگر که خدا حواسش به ما بود که دیگر
غمی نداشتیم ، مسئله این جاست که خدا هم ما را فراموش کرده
وگرنه برای ذات بی نهایت خدا که کاری نداشت ، غیر ممکن ها
را ممکن کرده بود کاری نداشت فرستادن یک خواستگار خوب
برای من ...
من که چیز زیادی نخواسته بودم
همه خواسته من تشکیل خانواده بود ، مادر شدن بود
آن هم قبل از این که دیر شود قبل از این که جوانی و زیبایی ام
پژمرده شود...
افسوس افسوس که دیگر ازدواج هم برایم آرزوی محال شد
خاک بر سر این روزگار کثیف که تمام معرفتش ظالم بودنش بود